 |
طنز و سرگرمی

برچسب ها:
طنز ,
سرگرمی ,
ازدواج ,
خنده ,
سرگرمی و طنز ,
طنز ازدواج ,
لبخند ,
طنز نسبتهای فامیلی ,
متن طنز ,
خوشمزگیها ,
مطلب طنز ,
جدید ,
عمومی ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 86
|
 |
 |
 |
 |
 |
طنز فلفلی

برچسب ها:
طنز ,
سرگرمی ,
فلفل ,
هندی ,
سرگرمی و طنز ,
خنده ,
لبخند ,
طنز فلفلی ,
متن طنز ,
طنز رستوران ,
چینی ,
جدید ,
عمومی ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 416
|
 |
 |
 |
 |
 |
خاطرات ني ني کوچولو:

شروع : تا چند وقت پيش نبودم اما حالا زندگي مشتركم را شروع كرم و فعلا براي مسكن رحم را براي چند ماه اجاره كردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بيرون مي اندازد و تمام وسايلم را هم مي گذارد توي كوچه !!!!!!!!!
برچسب ها:
نی نی ,
خاطرات ,
کوچولو ,
جنین ,
سرگرمی ,
مادر ,
رحم ,
پدر ,
ویار ,
سزارین ,
طنز ,
خنده ,
خاطرات طنز ,
خبر ,
تقسیم ,
وجود ,
بولوتوث ,
بلوتوث ,
سونوگرافی ,
دکتر ,
عکس ,
بند ناف ,
جغرافیای بدن ,
اولین نفس ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 520
|
 |
 |
 |
 |
 |
برچسب ها:
سرگرمی ,
طنز ,
دیوونه ,
دیوونه خونه ,
طنز دیوانه خانه ,
سوراخ ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
مطلب طنز ,
طنز کوتاه ,
طنز نوشته ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز اجتماعی ,
طنز عمومی ,
مطالب جالب ,
مطالب خنده دار ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 156
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی و طنز

برچسب ها:
سرگرمی ,
طنز ,
کرایه تاکسی ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
مطلب طنز ,
طنز کوتاه ,
طنز نوشته ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز اجتماعی ,
طنز پولی ,
طنز عمومی ,
مطالب جالب ,
مطالب خنده دار ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 136
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – طنز

برچسب ها:
سرگرمی ,
طنز ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
مطلب طنز ,
طنز کوتاه ,
طنز نوشته ,
لطیفه ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 89
|
 |
 |
 |
 |
 |
این مطلب فقط جهت سرگرمی و خنده میباشد و جنبه طنز دارد .
مقدمه ای جدید و شیرین منتسب به گلستان سعدی :
منت خدای را عزوجل که زن را قند و عسل قرار داد
همو که ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزید رحمت
هر لنگه كفشی كه بر سر ما می خورد مضر حیات است و چون مكرر فرود آید موجب ممات
پس در هر لنگه كفشی دو ضربت موجود و بر هر ضربت آخی واجب
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 496
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – طنز
يك مرد پس از 2 سال خدمت پي برد كه ترفيع نمي گيرد، انتقال نمي يابد، حقوقش افزايش نمي يابد، تشويق نمي شود. بنابراين او تصميم گرفت كه پيش مدير منابع انساني برود. مدير با لبخند او را دعوت به نشستن و شنيدن يك نصيحت كرد: «از تو به خاطر 1 يا 2 روز كاري كه تو واقعاً انجام مي دهي، تقدير نمي شود.» مرد از شنيدن آن جمله شگفت زده شد اما مدير شروع به توضيح نمود.
برچسب ها:
سرگرمی ,
سرگرمی طنز ,
طنز ,
سرگرمی و طنز ,
متن طنز ,
طنز کوتاه ,
مطلب طنز ,
داستان طنز ,
داستان کوتاه طنز ,
متن خنده دار ,
طنز و خنده ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
سرگرمی خواندنی ,
سرگرمی متفاوت ,
داستانهای طنز و خنده دار ,
طنز جدید ,
داستانک طنز ,
طنز عمومی ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز روز ,
طنز داغ داغ ,
طنزهای زیبا ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 324
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – طنز
زنی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل" چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود. زن نفسش را در سینه حبس می کند
برچسب ها:
سرگرمی ,
سرگرمی طنز ,
طنز ,
سرگرمی و طنز ,
متن طنز ,
طنز کوتاه ,
مطلب طنز ,
داستان طنز ,
داستان کوتاه طنز ,
متن خنده دار ,
طنز و خنده ,
طنز دخترها ,
طنز دانشجویی ,
طنز پسرها ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
سرگرمی خواندنی ,
سرگرمی متفاوت ,
داستانهای طنز و خنده دار ,
طنز جدید ,
داستانک طنز ,
طنز عمومی ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز روز ,
طنز داغ داغ ,
طنزهای زیبا ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 337
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – داستانک
بر بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:
برچسب ها:
سرگرمی، داستان ، داستان عاشقانه ، داستان احساسی ، داستانک ، سرگرمی ,
داستان کوتاه ، داستانهای جالب و کوتاه ، سرگرمی و داستان ، داستانهای پند اموز ، داستانهای داغ داغ ، داستانهای دلنشین ، داستان روز ، داستان جدید ، داستان های واقعی ، داستان زن ,
موفقیت در زندگی ,
سرگرمی ,
داستان خانوادگی ، داستان و پند ، داستان سرگرم کننده ، داستان خنده دار کوتاه ، داستان احساسی ، داستانهای خواندنی سرگرمی ,
داستانهای آموزنده ,
درسهای زندگی ,
داستان های کوتاه آموزنده ,
داستانهای کوتاه آموزنده ,
داستانک ,
داستان و سرگرمی ,
داستانهای جالب و خواندنی ,
سرگرمی های جالب و خواندنی ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی روز ,
سرگرمی عمومی ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
سه شنبه 6 دي 1390 ، 5:9
ستاره سرگرمی
سرگرمی ,
سرگرمی های جالب و خواندنی ,
طنز ,
مطالب طنز ,
طنز پسرها ,
طنز دخترها ,
داستان کوتاه ,
داستان طنز ,
داستان آموزنده ,
داستان احساسی ,
داستان تخیلی ,
نظرات ()
بازديد : 415
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – داستان طنز
ماجرا از زمان بچگيم شروع شد. هر كي بهم ميرسيد، از عمو و عمه و دايي و خاله گرفته تا دوست بابا و مامان، بعد از كشيدن لپم(آخ كه چقدر دردم ميومد) و ماچهاي آبدار( كه چقدر از خيسيش چندشم ميشد)، به عنوان كادو با بزرگواري يك يا دو يا چند در نوشابه ميذاشتن كف دستم، كه: - عزيزدلم، اينا توش نوشته جايزه. اينا رو ميبري سوپر محله نوشابهي مجاني ميگيري. خوب؟ ناقلا، موقع نوش جان كردنش هم ياد عموت يا خالهت هم بيفتي ها... بابام ميگفت چرا براي خودتون نميگيريد؟ عمو جان ميگفت مگه نميدوني من قندم بالاست! اون موقع از اون نوشابه شيشهايها بود كه بايد با درباز كن تشتكشو برميداشتي و چون كوكاكولا و پپسيكولا استكباري بودن، اسم اين نوشابهي وطني رو گذاشته بودن كوثر! منم با شوق و ذوق تشتكها رو كه توش بزرگ نوشته بود "جايزه" جمع ميكردم كه يهو خيلي بشه، با هم برم بگيرم. 12 تا كه شد. بابامو به زور برداشتم بردم سوپرمحله. آقاي سوپري تشكها رو كه ديد گفت مردم هر روز از اينا ميارن. ولي كارخونهي كوثرهمچين چيزي به مانگفته كه نوشابهي مجاني بديم و تشتك بگيريم. بذاريد 24 تا بشه و بريد از نمايندگيش بگيريد. خوشبختانه اهداء تشتك از افراد فاميل و دوستان به همكاراي بابام هم سرايت كرده بود. بابا هر روز با چند تشتك از راه ميرسيد كه ببين بچهجان، همكارام چقدر دوستت دارن! و من خوشحال از اين همه محبت و صفا تشتكهارو تو يه گلدون جمع ميكردم و هر روز ميشمردمشون. 48 تا كه شد بابا منو با به كيسه پر از تشتك سوار ماشين كرد و برد نمايندگي كوثر. مامان هم موند خونه تا توي آشپزخونه جاي دو جعبهي 24 تايي نوشابه رو خالي كنه تا بعدا جلوي دستوپامونو نگيرن.
برچسب ها:
سرگرمی ,
طنز ,
داستان طنز ,
سرگرمی و طنز ,
داستانک طنز ,
طنز جدید ,
داستان کوتاه ,
طنز کوتاه ,
مطلب طنز ,
داستان خنده دار ,
داستان کوتاه طنز ,
متن خنده دار ,
طنز و خنده ,
طنز ازدواج ,
لطیفه ,
طنز پسرها ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
سرگرمی خواندنی ,
سرگرمی متفاوت ,
داستانهای طنز و خنده دار ,
طنز عمومی ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز روز ,
طنز داغ داغ ,
طنزهای زیبا ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
بازديد : 311
|
 |
 |
 |
 |
 |
سرگرمی – داستان طنز
یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند. سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟ شوهر روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود. سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زمین انداخت . همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.
برچسب ها:
سرگرمی ,
طنز ,
داستان طنز ,
سرگرمی و طنز ,
داستانک طنز ,
طنز جدید ,
داستان کوتاه ,
طنز کوتاه ,
مطلب طنز ,
داستان خنده دار ,
داستان کوتاه طنز ,
متن خنده دار ,
طنز و خنده ,
طنز ازدواج ,
لطیفه ,
طنز پسرها ,
سرگرمی جالب ,
سرگرمی خنده دار ,
سرگرمی خواندنی ,
سرگرمی متفاوت ,
داستانهای طنز و خنده دار ,
طنز عمومی ,
سرگرمی جدید ,
سرگرمی عمومی ,
طنز روز ,
طنز داغ داغ ,
طنزهای زیبا ,
اشتراک
و ارسال اين مطلب به:
جمعه 22 مهر 1390 ، 12:31
ستاره سرگرمی
سرگرمی ,
سرگرمی های جالب و خواندنی ,
طنز ,
مطالب طنز ,
طنز پسرها ,
طنز دخترها ,
داستان کوتاه ,
داستان طنز ,
داستان آموزنده ,
داستان احساسی ,
نظرات ()
بازديد : 304
|
 |
 |
 |
 |
|